سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
به خدا سوگند، آن که دنیا را دوست دارد و باجز ما دوستی می کند، خدا را دوست ندارد . هرکه حقّ ما رابشناسد و ما را دوست بدارد، در حقیقت، خداوند ـ تبارک وتعالی ـ را دوست داشته است . [.امام صادق علیه السلام]
 

 

 

از قرآن بپرسAsk quran

برای زیانکاران واقعى ، ویژگى هاى زیر از قرآن استفاده مى شود :
1 . شیطان را ولىّ و دوست و سرپرست خود گرفته اند .(نساء ،119)
2 . بقاى الهى را دروغ مى انگارند .(انعام ،31 ـ یونس ،45)
3 . فرزندان خود را مى کشند .(انعام ،140)
4 . کفه میزان اعمال شان در روز قیامت سبک است .(مؤمنون ، 103)
5 . فاسقانى که آن چه را خدا به وصل کردن آن امر کرده مى گسلند و در زمین فساد مى کنند .(بقره ،27)
6 . به کتاب آسمانى کفر مىورزند .(بقره ،121)
7 . خود را از مکر الهى ایمن مى پندارند .(اعراف ،99)
8 . به آیات الهى کفر مىورزند .(زمر ،63)
9 . به باطل ایمان دارند و به خدا کفر مى روزند .(عنکبوت ،52)
10 . جزء حزب شیطان هستند .(منافقون ،9)
11 . از غیر دین اسلام پیروى مى کنند .(آل عمران ،85)
12 . از کفار اطاعت مى کنند .(آل عمران ،149)
13 . پیامبران الهى را تکذیب مى کنند .(اعراف ،92)
14 . ایمانشان تنها به زبان است .(حج ،11)
اطاعت از خدا و پیامبران و پیروى از دین اسلام و دستورات الهى ، موجب رهایى از زیانکارى و خسران است .

 





  • کلمات کلیدی : زیان خسران ضرر

  • ::: یکشنبه 88/4/7 ::: ساعت 8:57 عصر :::   توسط سعید شمس Saeeid shams 
    نظرات شما: نظر

    به نظر شما نام علی در قرآن نیامده ؟!‏

    اگر نیامده علت چیست؟

    نیامدن نام مبارک حضرت على (علیه السلام) در قرآن کریم ، علل متعددى دارد :

    1 . قرآن ، آخرین کتاب آسمانى است و باید براى همیشه از تحریف ، مصون بماند .

    اگر نام حضرت على (علیه السلام) در قرآن ذکر مى شد ، کسانى که جاه طلب و ریاست خواه بودند و کسانى که بستگان شان در جنگ ها به دست حضرت على (علیه السلام) کشته شده بودند و کینه آن حضرت را در دل داشتند ، و در رأس امور هم بودند، در صدد تحریف قرآن برمى آمدند و آیاتى را که نام آن حضرت در آن ذکر شده ، از قرآن محو مى کردند ; همان گونه که بیست و پنج سال ، امیرالمؤمنین را خانه نشین کردند و در زمان 5 سال حکومتش سه جنگ داخلى را بر ایشان تحمیل کردند . پس بیان نشدن نام حضرت على (علیه السلام)در قرآن ، یکى از راهکارهاى حفظ قرآن از تحریف است .

    2 . قرآن به بیان کلیات مى پردازد ; بنابراین به ندرت اسامى اشخاص زمان حضرت رسول(صلى الله علیه وآله) در قرآن به چشم مى خورد ; مثلا در آیه اول سوره «تبت » به نام «ابولهب » اشاره شده و او را مورد نفرین قرار داده است .

    خداوند تفصیل کلیات قرآن را به حضرت رسول وانهاده است : «وَ أَنزَلْنَآ إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِم » (نحل ،44) قرآن ، کلیات مربوط به موضوع امامت را بیان کرده و جزئیات آن را رسول تبیین نموده است .

    ابوبصیر مى گوید : «از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم : مردم مى گویند : چرا از حضرت على (علیه السلام)و اهل بیت او نامى در قرآن کریم نیامده است ؟ امام(علیه السلام) فرمودند : به کسانى که چنین اعتراضى مى کنند ، بگویید : همان گونه که نماز در قرآن آمده ، ولى سه یا چهار رکعت بودن آن مشخص نشده و پیامبر آن را براى مردم تفسیر کرد ، همچنین زکات در قرآن نازل شده ، ولى مقدار آن مشخص نشده و رسول خدا آن را براى مردم تفسیر کرد... . همین طور در قرآن نازل شده است که «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الاَْمْر ;(نساء ،59) از خدا و رسولش و اولى الامر اطاعت کنید .» این آیه درباره امام على و حضرت حسن و حسین(علیهم السلام)نازل شده و پیامبر فرمود : هر که من مولاى اویم پس على مولاى اوست . یعنى همان گونه که تفسیر جزئیات نماز ، زکات و حج و.. . به پیامبر واگذار شده ، معرفى اولى الامر و ذکر اسماى آنان به پیامبر واگذار شده است.

    3 . گاهی اگر ویژگی های فردی ذکرشود حس کنکاوی مردم را بیشتر تحریک می کند تا بررسى کنند و به فردى که این ویژگى ها را دارد پى ببرند و این شیوه بیشتر در ذهن ها جاى مى گیرد ضمن این که بهترین معرفی افراد همین است ; مانند آیه ولایت که مى فرماید : «ولىّ شما خدا ، رسولش و کسى است که ایمان آورد ، نماز را برپا مى دارد و در حال رکوع زکات مى دهد .»

    اما به نظرمن سراسر قرآن نام و ذکر علی علیه السلام هست ایشان نگین قرآن و خورشید قرآن هستند آیا وقتی خورشید عیان است نیاز به بردن نامش هم هست؟





  • کلمات کلیدی : تشیع

  • ::: سه شنبه 87/9/26 ::: ساعت 12:18 عصر :::   توسط سعید شمس Saeeid shams 
    نظرات شما: نظر

    وَجَعَلَ اللَّیْلَ سَکَنًا

    قدیما که برق نبود مردم همینکه هوا تاریک می شد به خانه می رفتند و شام می خوردند و پس از قصه گویی های مادر بزرگ ها به خواب می رفتند البته توی زمستان که شب ها طولانی بود این اتفاق می افتاد، اما در تابستان ها معمولا عصر شام رو می خوردند و با تاریکی هوا به خواب می رفتند ولی از آن طرف صبح با شروع به خواندن کردن خروس ها بیدار می شدند. چقدر هم سرحال بودند.

     هنوز توی بعضی از شهرهای کوچک این روال وجود دارد و همینطور در روستاها ، یکی از دوستان می فرمودند من وقتی می روم روستا به مادرم سر بزنم موقع اذان صبح که می شه بیدارم می کنن  بعدش هم دیگه نمی زارن بخوابم اگر هم خوابیدم خیلی بد می دونن.
    علت این امر این است که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده است تا ما در آن اسکان بگیریم و استراحت کنیم.


    اما متاسفانه امروز این امر رایج شده خصوصا در میان جوانان عزیز که شب ها را تا صبح بیدار می مانند و روز را می خوابند.
    مطمئن باشید خواب روز یک لحظه هم جای خواب شب را نمی گیرد و آرامشی که شب به آدمی می دهد تنها در شب حاصل می شود.

    بسیاری از بیماری های روحی و روانی که امروزه بوجود آمده شاید منشأ آن همین بهم زدن خواب شب باشد.
    منشا این امر را شما در رفتار غربی ها خصوصا آمریکایی ها می بینید که شما شب ها گاهی تا ساعت پنج صبح حتی مغازه ها را باز می بینید و شما اگر آن وقت شب بیرون بروید همه چیز می توانید تهیه کنید. آن ها شب را بیشتر برای تفریح و حضور در دیسکوها و مراکز تفریحی به سر می برند.

    راستی می تونم نظر شما رو هم بدونم.

    در ضمن این وبلاگ را هم ببینید





  • کلمات کلیدی : شب, خواب , آرامش

  • ::: دوشنبه 87/4/10 ::: ساعت 12:1 عصر :::   توسط سعید شمس Saeeid shams 
    نظرات شما: نظر
    <      1   2