وَجَعَلَ اللَّیْلَ سَکَنًا

قدیما که برق نبود مردم همینکه هوا تاریک می شد به خانه می رفتند و شام می خوردند و پس از قصه گویی های مادر بزرگ ها به خواب می رفتند البته توی زمستان که شب ها طولانی بود این اتفاق می افتاد، اما در تابستان ها معمولا عصر شام رو می خوردند و با تاریکی هوا به خواب می رفتند ولی از آن طرف صبح با شروع به خواندن کردن خروس ها بیدار می شدند. چقدر هم سرحال بودند.

 هنوز توی بعضی از شهرهای کوچک این روال وجود دارد و همینطور در روستاها ، یکی از دوستان می فرمودند من وقتی می روم روستا به مادرم سر بزنم موقع اذان صبح که می شه بیدارم می کنن  بعدش هم دیگه نمی زارن بخوابم اگر هم خوابیدم خیلی بد می دونن.
علت این امر این است که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده است تا ما در آن اسکان بگیریم و استراحت کنیم.


اما متاسفانه امروز این امر رایج شده خصوصا در میان جوانان عزیز که شب ها را تا صبح بیدار می مانند و روز را می خوابند.
مطمئن باشید خواب روز یک لحظه هم جای خواب شب را نمی گیرد و آرامشی که شب به آدمی می دهد تنها در شب حاصل می شود.

بسیاری از بیماری های روحی و روانی که امروزه بوجود آمده شاید منشأ آن همین بهم زدن خواب شب باشد.
منشا این امر را شما در رفتار غربی ها خصوصا آمریکایی ها می بینید که شما شب ها گاهی تا ساعت پنج صبح حتی مغازه ها را باز می بینید و شما اگر آن وقت شب بیرون بروید همه چیز می توانید تهیه کنید. آن ها شب را بیشتر برای تفریح و حضور در دیسکوها و مراکز تفریحی به سر می برند.

راستی می تونم نظر شما رو هم بدونم.

در ضمن این وبلاگ را هم ببینید


کلمات کلیدی :شب, خواب , آرامش
موضوع :
کلمات کلیدی :شب, خواب , آرامش